مریوان قسمت سوم دزلی یکی از بخشهای اطراف مریوان است که در نقطه صفر مرزی قرار د ارد د ر مقری که او می شناخت پیاد ه شدیم هنوز تا مغرب فرصتی بو د به تماشای اطراف پرداختم گله گوسفندان که همراه با غروب آفتاب به آغل برمی گشتند ،زنهای روستایی که بستنه های بزرگ روی سرشان بود و از کار روزانه به خانه می رفتند ، جوی آبی که از کنار جاده می گذشت، غاری که در سینه صخره کوه خود نمایی می کرد ،خروسی که دلواپس اطراف را می دید ...... به هر حال....
مرا به یک سنگر اجتمایی انجا راهنمایی کردند صبح روز بعد آقای حسینی سفارش مرا به یکی از راننده ها کرد وبه او گفت مرا تا لب جاده سنندج به مریوان برساند ........
یک وانت شخصی داشت از مریوان به سنندج می رفت چند نفر عقب وانت سوار بودند از هیچی بهتر بود من هم عقب وانت سوار شدم جاده مریوان سنندج دارای گردنهای زیادی می باشد در بین راه که از یک گردنه بگذری یک شهر زیبا نمایان می شود که به آن می گویند سروآباد نمی دانم چه وقت به سرو آباد رسیدیم اما هنوز اول سروآباد بودیم دیدم مردمانی را که در گوشه و کنار پراکنده اند انگار از جایی دیگر مهاجرت کرده بودند یا به آنجا پناه آورده بودند در بدو ورود ما تحرکی هم در بین مردم مهاجر بی سرپناه به وجود آمد ه بود بعضی ها به پایین دره در حالی دویدن بودند بعضیها به درختها پناه می بردند ،بعضی ها با دلواپسی آسمان را نگاه می کردند با کم شدن سرعت ماشین صدای هواپیماهای جنگی عراق را شنیدیم حالا فهمیدم چرا وحشت همه جا را فرا گرفته بود همان طور که در عقب وانت ایستاده بودم همه جا را با دقت می دیدم صحنه عجیبی بود صحنه نابرابر جنگ بمب و انسان که قلم از توصیف آن عاجز است من شبیه این صحنه را در فیلمهای سینمایی پارتیزانها دیده بودم اما اینجا فیلم نبود واقعیت بود واقعیتی دردناک بعضی ماشینها ایستادند و مسافرین به اطراف پناه می بردند اما ماشین ما ایست نکرد و مجدداً به سرعت خود افزود مقداری جلوتر گردنه ای بود که با عبور از این گردنه سرو آباد محو می شداز این گردنه هم گذشتیم .
ماشین، کوه و کمر را طی میکرد تا ما را برکرداند .
ما را برگرداند تا برای آیندگان بنویسیم جنگهای پارتیزانی فقط مخصوص اروپاییها نیست از دو حمله ای که ایرانیها در منطقه عمومی مریوان علیه عراق انجام دادند (کربلای چهار و والفجر ده ) ده ها تیپ نظامی عراق را تارو مار کردند،هزاران عراقی با ذلت و خاری تمام به اسارت ایرانی ها در آمدند .
هزاران عراقی را کشتند ،مناطق زیادی از عراق را به تصرف در آوردند ،صدها تانک ،نفر بر و ماشین جنگی عراق را آتش زدند و منهدم کردند ، چندین هواپیماهای عراق را سرنگون کردندوبه عراقیها گفتند اگر مردید رودر رو بجنگید بمب باران کردن زن و بچه مردم هنر نیست .
محمد بیدگلی هستم