هندات زمستان
(توضیح)این متن را قبلا هم نوشته بودم وقتی سیستم بلکفا بهم ریخت این متن هم حذف شد دوباره نوشتم.
در زمانهایی که مردم وابسته به دولت نبودند از اول ماه مهر هندات فصل زمستان خود را می کردند .
در ماه مهر ما دو تا جمعه نان خانگی می پختیم، اتاقی داشتیم که در کنار خیابان قرار گرفته بود و به آن می گفتیم اتاق خیابان .
پدرم دسته های نان خانگی را تا نزدیک سقف در این اتاق روی هم می چید ، چند گونی زغال هم می خرید ،چند جوال جو هم برای مرغ و خروسها می خرید ، مقدار زیادی چغندر می خرید ودر باغچه خانه چال می کرد حتی پس از چند ماه که چغنرها را از داخل خاک بیرون می آوردیم مثل اول تر و تازه بود ، مقداری هم (هیمه) می خرید که تشکیل می شد از ساقه های گیاه یا درخت پنبه ، بشکه ای داشتیم در آخر راه گذار سرداب که این بشکه را پر از نفت می کرد ، یک گونی پیاز هم می خرید ودر خلوته سرداب شید می کرد ،انار را به طریقه ای نگه می داشت که اگر پوست روی آن هم خشک می شد داخل آن نمی پوسید و در زمستانها از آن استفاده می کردیم ،اکثریت غذای آن زمان گوشت و لوبیا بود که به وسیله بُرمه روی چراغ سه فتیله ای پخته می شد .پدرم در فصل زمستان چند بز شیرده داشت که از ماست وپنیر آنها استفاده می کردیم .
خلاصه از اول مهر تا تقریباً آخر آبان همه کارهای زمستان خود را انجام می داد .
آن زمان فصل زمستان بسیار سرد و نسبتاًطولانی بود پدرم به طریقه ای عمل می کرد که اگر چند ماه نتواند از خانه بیرون برود دچار مشکل نشود .
قدیمیها چقدر گرفتاری کشیدند تا ما به این رفاه رسیدیم .
محمد بیدگلی هستم