بازگشت
با عرض سلام و تشکر از تمامی عزیزانی که در این
مدتی که نبودم وبلاگ مرا خواندند و برای این جانب نظر
هایی فرستادند از همه عزیزان صمیمانه سپاس گذارم.
| پنجشنبه 1 اسفند1392 ساعت: 8:28 | توسط:محله معین آباد بیدگل | ||||
![]() | |||||
| وب سایت ایمیل | |||||
| یک سال وبلاگ نویسی وسفر به حج | |||||
| جمعه 25 بهمن1392 ساعت: 19:7 | توسط:چهل حصاران | ||||
| سلام خوشا به سعادتت ![]() | |||||
| وب سایت ایمیل | |||||
| یک سال وبلاگ نویسی وسفر به حج | |||||
| پنجشنبه 24 بهمن1392 ساعت: 22:5 | توسط:محمد | ||||
| اقا جان ایا هنگامی که تشریف آوردید از شام یا نهار هم خبری خواهد بود؟ زیارت قبول | |||||
| وب سایت ایمیل | |||||
| یک سال وبلاگ نویسی وسفر به حج | |||||
| یکشنبه 20 بهمن1392 ساعت: 12:40 | توسط:شهرعشق | ||||
| برخيزكه فجرانقلاب است امروز بيگانه صفت خانه خراب است امروز هرتوطئه ونقشه كه دشمن بكشد ازلطف خدا نقش براب است امروز سفر بخیر ![]() | |||||
| وب سایت ایمیل | |||||
| یک سال وبلاگ نویسی وسفر به حج | |||||
| پنجشنبه 17 بهمن1392 ساعت: 18:44 | توسط:موسوی زیور فرد | ||||
| گرتمایل داشتی بر واژه ها من بروزم، منتظر، آن روزها ![]() | |||||
| وب سایت ایمیل | |||||
| یک سال وبلاگ نویسی وسفر به حج | |||||
| دوشنبه 14 بهمن1392 ساعت: 16:0 | توسط:سید حسن سعیدزاده بیدگلی..صهبای بیدگلی | ||||
| سلام جناب آقای بیدگلی دست حق به همراهتان و خیر پیش.خوشا به حالتان که زیارت خانه امن خدا نصیبتان شده است. و چه کادوی زیبایی است زیارت خانه خدا به مناسبت یکمین سال تولد وبلاگ. امید آنکه با حجی مقبول برگردید و سوغاتی ما هم خاطرات زیبای شما باشد از حج. عنایات خاصه آقا امام زمان بدرقه شما و کاروانتان پدرام و پرهام باشید | |||||
| وب سایت ایمیل | |||||
| یک سال وبلاگ نویسی وسفر به حج | |||||
| دوشنبه 14 بهمن1392 ساعت: 14:8 | توسط:سطری به یادگار | ||||
| من ای صبا ره و رسم سفر به کوی دوست ندانم تو می روی به سلامت سلام ما برسانی سفر به سلامت جناب بیدگلی التماس دعای عاجل برای ظهور! | |||||
| وب سایت ایمیل | |||||
| یک سال وبلاگ نویسی وسفر به حج | |||||
| دوشنبه 14 بهمن1392 ساعت: 12:29 | توسط:ستاري | ||||
خوش بگذرد و سالم بازگرديد.![]() | |||||
| وب سایت ایمیل | |||||
| یک سال وبلاگ نویسی وسفر به حج | |||||
سالهای سال در شهر و دیار خود کار کردیم و امور می گذراندیم و عبادتش را می کردیم و به در گاهش سجده شکر به جا می آوردیم و گاهاً می گفتیم (اللهی و ربی من لی غیرک)... .
تا اینکه اتفاقی در زندگیمان افتاد و خداوند خانه رحمت و برکتش را قسمت ما کرد
قبل از حرکت اولین جلسه ای که در شهر خودمان برای ما گرفتند روحانی کاروان برای ما گفت ،که شما دعوت شده از طرف خداوند هستید و جریاناتی از سفر حج را برای ما توضیح داد و در ادامه گفت قبل از رفتن با هر کس قهر هستید آشتی کنید کدورت ها را کنار بگذارید به دیدن فامیل و آشنا ها بروید و صله ارحام به جا بیاورید و با نیت پاک به زیارت خانه خدا بروید.... تا آن روز اگر به مهمانی دعوت میشدیم تن را شستشو میدادیم اما این بار باید روح را از هر گونه آلودگی پاک می کرد یم و به مهمانی حضرت دوست می رفتیم ...هنوز اذان صبح را نگفته بودند که پرواز ما در مدینه به زمین نشست پس از رفتن به هتل و نماز صبح چند ساعتی را خوابیدیم ساعت 10 صبح وارد مسجد النبی شدیم و روحانی کاروان برای ما توضیحاتی داد و ما را راهنمایی می کرد.


روز بعد در اختیار خودمان بودیم روز سوم همراه کاروان به زیارت دوره رفتیم ابتدا به مسجد قبا سپس به کوه احد و زیارت حمزه سید الشهدا و قبور شهدای جنگ احد پس از آن به مسجد ذوقبله تین رفتیم (مسجد دو قبله) سپس سبع مساجد(هفت مسجد) زیارت کردیم روز بعد با چند تن از دوستان به مسجد شیعیان مدینه رفتیم که مسجدی بود بسیار زیبا،این مسجد که در داخل باغی بسیار بزرگ ساخته شده بود علاوه بر جنبه ی معنوی و مذهبی که داشت به نظر من مکانی بود توریستی جوی های آب حوض های تو درتو و تخت هایی که برای زوار در آن جا گذاشته بودند حالت زیبایی به محوته مسجد شیعیان داده بود در مدینه آنجا تنها مسجدی بود که مهر داشت و ما راحت نماز خواندیم، در هتل مدینه من خاطره ای نوشتم و جایزه ای به من دادند.

این هم جایزه ای که برای خاطره نویسی در مدینه گرفتم.
خاطرات مکه را چند روز بعد بخوانید.

محمد بیدگلی هستم