شیفت صبح بودم در کارگاه مقدمات کارخانه مخملبافی کاشان ماسوره می پیچیدم که یکی از بچه های زمان جنگ موقعی که از کنارم عبور می کرد گفت : خبر تازه را شنیده ای گفتم : نه ، مگرچه خبرهست ؟

گفت :دولت به جانبازان حق ایثار می دهند

گفتم :یعنی چه ؟

گفت : بابت هر یک درصد جانبازی سه هزار تومان به شما پول می دهند که نامش هست حق ایثار.

گفتم :خواب از کجا باید بگیریم گفت :

به بنیاد جانبازان کاشان برو متوجه می شوی              کمی فکر کردم دیدم پانزده در صد جانبازی دارم برای هر در صد اگر سه هزار تومان بدهند خواهد شد چهل و پنج هزار تومان که معادل یک ماه حقوق آن زمان من بود من که تازه بنایی کرده بودم بسیار نیاز به این پول داشتم ........

یک ساعت برگه خروج گرفتم و به بنیاد جانبازان رفتم دیدم

 

عده ای جلوی واحد مربوطه ایستاده بودند که بدل من بودند داخل صف ایستادم تا نوبتم شد .

پرونده ام را آوردند و برسی کردند و کاغذی به من دادند و گفتند این نامه را بگیر و به سپاه پاسدارن تحویل بده تا پولت را بگیری .

کاغذ را تحویل سپاه پاسداران کاشان دادم .

گفتم کی پولش خواهد آمد

گفت :معلوم نیست شاید پانزده روز یا بیست روز دیگر.....

پس از بیست روز مراجعه کردم گفتند هنوز خبری نیست .

پس از یک ماه رفتم گفتند هنوز واریز نشده.

پس از دو ماه رفتم گفتند بیاید خبرتان می کنیم.

بعضی از وقتها از بچه ها سراغ آن پول را می گرفتم .آنها هم بدل من بودند .

به هر حال : روزها و ماهها و گذشت هر گز از این پول خبری نشد...........

سالها گذشت، ازشرکت حریرمخمل امدم بیرون ودرمشاغل ازاد مشغول کار شدم  یک روز یکی از بچهایی که در زمان جنگ پاسدار رسمی بود ودر جبهه باهم بودیم در بازار هادی به من گفت، دنباله حقوقت رفته ای: گفتم چه حقوقی ،

گفت کسانی که سابقه جبهه بیش از یکسال دارند ودر مشاغل آزاد هستند دو لت حقوقشان می دهد برو وثبت نام کن......

به سپاه پاسداران آران و بیدگل و به واحد مربوطه رفتم .

چند نفر آنجا بودند که آنها هم بدل من بودند دقایقی پشت سرشان ایستادم و نظاره گر بودم دیدم واقعیت دارد پرونده سابقه جبهه شان را می آوردند رو، و کارهایشان را برای گرفتن حقوق انجام می دهند .

من هم خودم را معرفی کردم همه کارها انجام شد گفتند:

پرونده ات را به اصفهان خواهیم فرستاد چند روز دیگر بیا جوابش را بگیر .

چند روز بعد رفتم کاغذی به من دادند و گفتند به بانک انصار برو یک حساب برای خودت باز کن و جوابش را برای ما بیاور .

به بانک انصار رفتم چند نفر آنجا بودند که آنها هم بدل من بودند

یک حساب بانکی برای من باز کردند دفترچه ای به من دادند جوابش را برای سپاه بردم پس از مدتی اولین حقوق به حساب من واریز شد .

سر جمع کل حقوقی که سال هشتادو پنج اینها به من دادند پانصدو دوازده هزار تومان بود که دوازده هزار تومانش هنوز به همان حساب هست ودر همان سال جشن تولد امام حسن(ع) در محله ما به عهده من بود که دیدم درست پانصد و دوازده هزار تومان خرج مراسم جشن کرده بودم که پانصد هزار تومانش را از همان پول پرداختم و برای همیشه آن حقوق قطع شدکه صدای اعتراضم به جایی نرسید.

پس از مدتی حقوق چند نفر دیگر هم قطع شد که آنها هم بدل من بودند و پس از مدتی همه بدل هم بودند .

و اما منظور......

بعضی از وقتها چیزهای زشتی برای جانبازان در بعضی از سایتها می نویسند که این کارشان اشتباه است .

بعضی ها فکر می کنند چقدر به خانواده شهدا وایثارگران رسیدگی می شود و چه پولهایی به آنها می دهند این طور که شما فکر می کنید نیست .

البته اگر بخواهند کمکی بکنند در اخبار آن را بزرگ جلوه می دهند.

بیشترین کسانی که در این مملکت ضربه می خورند آنهایی هستند که در سال 57 انقلاب کردند.

اگر هر ایرادی در دستگاه دولت باشد عده ای فکر میکنند که جانبازان وخانواده شهدا مقصر هستند

(می خواستم نام این متن را بگزارم روز جانباز اما دیدم عده ای نخواهند خواند لذا نوشتم بدل ما)

این واقعیت راهمه شما قبول دارید که شروع کننده جنگ عراق بودباید به آنهایی که جوری دیگر به ما نگاه میکنند بگویم ما حاضر شدیم تکه ای از بدنمان را بدهیم اما حاضر نشدیم تکه ای ازکشورمان را به عربها بدهیم

حال مختارید هرجوری دوست دارید در باره ما قضاوت کنید.