آیت الله بروجردی
آیت الله بروجردی
سالهاپیش یکی از دوستان من به نام علی صانعی ارمکی
که درخیابان مدرس کاشان زندگی می کند برایم تعریف می
کرد ومی گفت ، زمانی که آیت الله بروجردی از دنیا رفت من کارگر پمپ بنزین اتوبان تهران قم بودم یک شب قبل از اینکه ایت الله بروجردی را به خاک بسپارند من شیفت شب بودم موقعی که پست کاری را تحویل گرفتم بر عکس شب های قبل دیدم چند ماشین در صف ایستاده اند تا بنزین بزنند ماشین ها بنزین زدند و رفتند ولی صف ماشین ها همچنان بیشتر و بیشتر می شد و همه تقریباً ماشین های مدل بالای تهران بودند اطراف خود را که نگاه کردم دیدم که بقیه همکارانم هم مجال سر خارندن ندارند به یکی از آن ها گفتم امشب چه خبر است؟! گفت مردم تهران هستند که برای تشیع جنازه آیت الله بروجردی به قم می روند شب های قبل گهگاهی یک ماشین می آمد بنزین می زد و میرفت و ما روی صندلی می نشستیم تا ماشین بعدی بیاید اما آن شب قیامت بود. نه تنها پمپ بنزین بلکه خود اتوبان هم شلوغ بود.آن روزها در تهران اکثراً افراد پولدار و مدل بالا ماشین شخصی داشتند و در آن شب ما دیدیم پولدارهای مدل بالایی که لباسهای مشکی پوشیده بودند و با دوستان و یا فرزندان خود راهی شهر قم بودند آن شب بعضاً جوانانی که از ماشین پیاده می شدند دیگر ادا در نمی آوردند مسخره بازی در نمی آوردند و هیچ کدام خنده نمی کردند یکی از همکارانم که آمد از کنارم رد بشود به او گفتم ایت الله بروجردی را می شناختی ؟گفت تاحالا نه ،اما امشب شناختمش نمی دانم چرا من هم می خواستم سوار یکی از ماشین ها بشوم و در آن دل شب به طرف قم بروم. ماشین مدل بالایی که من کم آن را دیده بودم در جلوی جایگاه من ایستاد تا بنزین بزند برای تسویه حساب راننده اش آمد پایین مرد بلند بالایی بود با کت و شلوار و کروات زیبا به من گفت چند شد؟ به او گفتم 43تومان.اسکناس 50تومانی به من داد ولی منتظر بقیه اش نشد.سوار ماشین شد و رفت.مردی 25تومان بنزین زد ولی 30تومان داد.رفتم بقیه اش را به او بدهم نگاه که به صورتش کردم اشک را در چشمانش دیدم بدون اینکه بقیه پولش را بگیرد سوار ماشین شد و رفت انگار می دانستند در این صفوف پر ازدحام پمپ بنزین و قت برای ایستادن نیست. جماعتی که برای تشیع جنازه می رفتند وقتشان بیش از پولشان ارزش داشت. صبح روز بعد حساب دار پول ها را که شمرد با بنزین فروخته شده مقایس کرد چندین هزارتومان زیاد آورده بودیم.
محمد بیدگلی هستم