وصاف
میرزا محمد تقی ضیاء الحکما.
بطوری که پدرم برایمان تعریف می کرداو در علم پزشکی بسیار چیره دست وماهر بوده است .
به هرحال..... درهمان زمان حکیمی در آران بوده است به نام (میرزا یحی شفائی) او ضمن اینکه بیماران را در منزل مداوا می کرده پزشک سیار نیز بوده او سوار الاغ می شده و در کوچه ها گشت میزده ، بیماران را مداوا می کرده است وبعدها به بیدگل هم می آمده ودر کوچه ها جار می زده ومی گفته ...مریض کیه..... کی مریضه....کسانی که بیمار داشتند صدایش را که می شنیدند او را به داخل خانه می بردند و بالای سر بیمار. میرزا محمد تقی موقعی که این جریان را متوجه می شود اشعاری می سراید به این مضنون :
ملک الموت رفت پیش خدا
گفت سبحان ربی الا علی
یک حکیم بچه ای شده پیدا
ما یکی می کُشیم واو صدتا
یا علاج حکیم آران کن
یا مرا شغل دیگری فرما
.................
نوروز نود پنچ بر شما خوانندگان گرامی مبارک باد . محمد بیدگلی
محمد بیدگلی هستم