کاویان
جمعه گذشته شخصی را در بیدگل تشیع جنازه کردند به نام حاجی علی محمد کاوانی که بیش از صد و ده سال عمر کرده بود .
خانه قبلی او در محله ویرانه و در کوچه ابولولو بود . او در دهه چهل به محله معین آباد کوچ کرد .
آقای کاوانی دو مرتبه ازدواج کرد که زن دومش سی و چند سال پیش از دنیا رفت ، فرزند بزرگش بیست و چند سال پیش از دنیا رفت و همچنین یکی از دخترانش و دو دامادش در زمان حیات او بدرود حیات گفتند .
وسعت بیکران کویر او را خوب لمس کرده بود او با کویر بزرگ شده بود به طوری که مردم او را به نام حاجی علی محمد کویری می شناختند .
شاید امروز دشتی به اسم کاویان کویر کسی نشناسد اما او از دشت کاویان کویر محصول به آبادی می آورد .
در این اواخر کویر را ترک کرد ودر دشت فیض آباد آب می کاشت .
قدیمی ها موقعی که می خواستند طول عمر خود را برای یکدیگر بگویند می گفتند من چند پادشاه را یادم می آید و اسم شاه ها را نام می بردند .
او در زمان احمد شاه قاجار به دنیا آمده بود . آدمهای صد سال پیش امروز نیستند اما آقای کویری هم آدمهای صد سال پیش را دیده بود هم آدمهای این دوران را پس چنین کسی می توانست دارای خاطرات زیادی باشد .
واما برای اینکه وقت شما عزیزان را نگیرم فقط یکی از خاطرات او را در اینجا برای شما بزگواران می گویم .
در زمان کودکی او که قحطی همه جا رافرا می گیرد (احتمالاً در زمان جنگ جهانی اول ) مردم محصولات کشاورزیشان تمام می شود و حیوانات خانگی را هم ذبح میکنند و می خورند ، در این اوصاف یکی از فامیلهای او به وسیله قاطر از شهرستان به منطقه چهل حصاران آمده و به منزل آنها می آید یکی دو روز که در منزل آنها می ماند قاطرش گم می شود آن زمان محله ها سوای از کوچه پس کوچه ها راه های هوایی اضطراری هم داشته مثل پشت بام بازارهای سر پوشیده و ساباطه هایی که این طرف کوچه را به آن طرف کوچه وصل می کرده این آقای کاوانی ما وقتی که می خاسته از روی یکی از ساباطه ها رد بشود زنی را می بیند که از داخل یک خرابه ای گوشت قاطری را که تقریباً چیزی از آن دیگر نمانده بود از بدنش وا می چیند و داخل چادرش می ریزد .
او به خانه برمی گردد و به فامیلش می گوید قاطرت را هم مردم خوردند ......
اگر چه امروزه به وسیله راه ها و وسائل نقلیه کشورهای حاصلخیز می توانند غذای کشورهای نفت خیز را تأمین کنند ، وبه وسیله سیستم بانکی و معادلات به جای دادو ستد کالا سهولت در کارهای اقتصادی انجام می شود اما باید حواسمان جمع باشد بیش از حد اصراف و ریخت و پاش نکنیم پس بیایید گرفتاریهای قدیمیها را تجربه قرار بدهیم واز این همه نعمت شکر به درگاه خدا بفرستیم .
محمد بیدگلی هستم