عنوان بالا یک ضرب المثل قدیمی هست که ریشه در واقعیت دارد .یکی از شغلهای نسبتاً فعال قدیم آسیابانی بود مردم داخل خانه های خود تنور داشتند و نان خود را در منزل تامین می کردند نه تنها آراد را برای نان خود می خریدند بلکه سبوس و آرد جو هم برای حیوانات اهلی خانه ها از آسیابان می خریدند وسرو کارشان تقریبآ هفته ای چند بار  با آسیابان بود  اما در این میان عده ای مثل بعضی از مردم امروزی کم اهمالی می کردند وآخر شب می رفتند آرد بخرند درحالی که آسیابان از صبح زود تا موقعی که هوا روشن بود آسیابش باز بود ودر خدمت مردم بود حالا اگر کسی آخر شب می رفت آرد بخرد آسیابان باید چراغ موشی را دست میگرفت با زحمت وارد آسیاب می شد ودر جوالی را که دوخته بود تا خزندگان وارد آن نشوند باز می کرد الک را از گولی میخ بر می داشت ترازوی کفه ای را سرپا میکرد تا مثلاً یک من آرد به مشتری مزاحم بدهد این کار نه تنها مقدور به صرفه نبود بلکه باعث زحمت زیاد هم می شد .

آرد باید الک شود و به مشتری داده شود در گونی را مجدداً باید دوخت ترازو را باید سر جایش گذاشت . و اطراف را باید جاروب زد  در حالی که این کارها را غروب آفتاب موقع تعطیل شدن یک بار انجام می دادند  روی این حساب هر مشتری که آخر شب درب می زد آسیابان می گفت : آردمونا بیختیم الکمونا آویختیم .

یعنی برو .

عزیزان من درسته که زمان فرق کرده روشنایی نیازی به زحمت ندارد دربها نسبت به درب آسیاب کوچکتر شده وکارها را سریعتر انجام می دهند اینها دلیل نمی شود که شما ها آخر شب که مغازه ا م رابسته ام زنگ درب خانه را بزنید وهمه را از خواب بیدار کنید وبا زحمت که پشت درب آمدم بگویید بیا مغازه یک مغزی شیر مخلوط بده. آقایان (آردمونا بیختیم الکمونا آویختیم)