زندگی دیروز زندگی امروز

ما نسلی هستیم که زندگی قبل از انقلاب را دیده ایم امکانات امروزی را نداشتیم چیزی به اسم تبلیغات را در آن زمان ندیدیم و اکثریت مردم شهر من با شغل قالی بافی و کشاورزی و بنایی امرار معاش می کردن حیاط خانه ها بزرگ بود و در خانه ها مرغ،خروس،بز،بره، حوض بزرگ آب و درختان زیادی بود و زنها ضمن اینکه بچه داری می کردن غذا می پختند خانه را تمیز نگه می داشتن ماهی یک بار هم نان خانگی می پختند و حتماً باید روزی هفت تا ده رَچ قالی هم می بافتند جٌله و لباس بچه ها را هم می دوختند حتی در بعضی خانه ها زن ها هفته ای چند مرتبه کتک می خوردند و همه ی اختیارات در دست مرد ها بود نمی خواهم همه چیز را بگویم اما اگر زندگی سخت می گذشت صفا ی خوبی در بین مردم آن زمان بود که در این زمان نیست.

با عوض شدن زمان و پیشرفت دولت الکترنیک و حالتی که این زمان دارد ما می توانیم ادعا کنیم که فاصله ی سیصد سال را در سی سال طی کرده ایم بانک ها ادارات و فروشگاه ها به سیستم های کامپیوتری مجهز شدند وسایلی که آن زمان دستی بود از جمله وسایل منزل و ادوات کشاورزی به وسایل برقی امروزه تغیر پیدا کرد شغل قالی بافی از رونغ افتاد از دشتها و مزارع برای تفریگاه استفاده می شود قبل از انقلاب در شهر ما زن ها راننده نبودن اما امروزه هستند خانمهای که حتی ماشین ندارند اما گواهی نامه رانندگی را دارند و تقریباً تمام اختیارات زندگی از مردها گرفته شده حتی خرید و فروش های کلان و مرد های امروزه باید حواسشان را جمع کنند که در مواردی از زنهایشان کتک نخورند.